|
نویسنده: مهندس عظیم چابک
Azim383@yahoo.cim
توسعه منابع انسانی در بخش کشاورزی (ضرورتها، اهمیت و روشها)
مفهوم توسعه : در فرهنگ دهخدا، توسعه به معنی فراخی و وسعت آمده است. اما توسعه در زمینه مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی معانی دشوار و پیچیده ای دارد. بعلاوه از دیدگاه متخصصهای مختلف معانی متنوع و ویژه ای بخود می گیرد. از این رو بعضی ها گفته اند که توسعه یک کلمه گمراه کننده می باشد. پیچیدگی تعریف توسعه وقتی بحد اعلای خود می رسد که آنها را با کلمات و مفاهیم پیچیده اقتصادی و اجتماعی و انسانی همراه کنیم. چون علم اقتصاد، جامعه شناسی و فرهنگ به تنهایی دارای معانی مختلف بوده و تعاریف متعددی از آنها ارائه گردیده است. بنابراین تعریف و برداشت واحدی در این زمینه وجود ندارد.
توسعه همان رشد اقتصادی نیست، زیرا که توسعه جریانی چند بعدی است که در خود تجدید سازمان وسمت گیری متناوب کل نظام اقتصادی، اجتماعی را به همراه دارد. توسعه علاوه بر بهبود میزان تولید و درآمد، شامل دگرگونی اساسی در ساختهای فرهنگی، اجتماعی و اداری و همچنین وجه نظرهای عموم مردم است. توسعه در بسیاری از موارد حتی عادات و رسوم و عقاید مردم را نیز در بر می گیرد. تعریف توسعه از نظر منطقی وضعی است نه وصفی به این معنی که برای افزایش دقت در شناخت مفهوم توسعه باید مشخصات و مختصات توسعه را بیان کرد و دامنه کاربرد یا مصادیق این مفهوم را به روشنی نشان داد. بسیاری از صاحب نظران معتقدند که توسعه اصطلاحی نیست که به دلخواه و از پیش خود بتوان تعریف کرد بلکه توسعه تحولی اقتصادی، اجتماعی است که در عالم واقع رخ داده است وهرتعریفی از آن باید بر ویژگیهای همان رخداد مرتبط باشد. لذا در مقام تعریف توسعه با پدیده ای روبرو هستیم که بخشی از آن جنبه فرهنگی دارد و در نتیجه نمی توان از کنار جنبه ارزشی نهفته در تعاریف بی تفاوت گذشت.
توسعه منابع انسانی و اهمیت آن
در اقتصاد وقتی از وسیله ها و ابزارهای توسعه صحبت می کنیم غالباً ذهن ما متوجه سرمایه برای سرمایه گذاری می شود. امروزه در عمل هم عامل سرمایه در مرکز اندیشه های توسعه قرار دارد. به این ترتیب با وجود این که این سرمایه انسانی است که بطور مشخص جوامع مختلف را از هم متمایز می کند، لیکن تاکنون نه بصورت کمی و نه به صورت کیفی اندازه گیری نشده است و همچنین آن طور که شایسته است، توجهی هم به این مساله نشد. مثلاً جوامع بسیاری هستند که به رغم منابع مالی فراوان خود نتوانسته اند توسعه پیدا کنند. تجربه کشورهای صادرکننده نفت، یک نمونه بارز این ادعاست.
عدم رضایت از شاخص محصول ناخالص داخلی سرانه بعنوان شاخصی برای اندازه گیری رشد و توسعه، منجر به بررسیهای گسترده برای یافتن شاخصهای ترکیبی توسعه شد. یکی از این شاخصها، شاخص توسعه انسانی (HDI) است که نخستین بار در سال 1990 برنامه عمران سازمان ملل (UNDP) آن را در گزارش توسعه انسانی (HDR) سال 90 انتشار داد. توسعه انسانی فرایندی است که دامنه حق انتخاب از سوی مردم را گسترده تر می سازد. در واقع این انتخاب یا گزینه های پایانی ندارد و می تواند در طول زمان دستخوش تغییر و تحول شود. لیکن در هر سطحی در توسعه، سه عامل یا گزینه ضروری برای مردم ملاک قرار می گیرد. رسیدن به یک زندگی طولانی و توام با سلامتی، کسب علم و دانش و دسترسی داشتن به منابع مورد نیاز یک سطح زندگی مناسب و شایسته. در صورت نبودن این گزینه های ضروری، دسترسی به بسیاری از فرصتهای دیگر ناممکن می شود. توسعه انسانی به همین جا ختم نمی شود. گزینه های دیگری نیز وجود دارد که برای بسیاری از مردم، بس ارزشمند هستند. شکل این گزینه ها متفاوت است و از آزادی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تا فرصت سازندگی و بروز خلاقیت، بهره مندی از عزت نفس شخصی و تضمین حقوق انسانی را در بر می گیرد. از این رو توسعه انسانی دارای دو جنبه است: یکی شکل گیری توانمندیهای انسانی نظیر افزایش سطح سلامت، دانش و مهارت و دیگری بکارگیری این توانمندیهای اکتسابی در راه مقاصد سازنده کسب آسایش و فعالیت در امور فرهنگی، اجتماعی و سیاسی. در الگوی توسعه انسانی چهار عنصر اساسی به چشم می خورد که عبارتند از:
1- بهره وری، مردم باید قادر باشند سقف بهره وری خود را ارتقا بخشند و در فرایند درآمد زایی و اشتغال ، مشارکت فعال داشته باشند.
2- برابری، مردم باید از شانس مساوی برای دسترسی به فرصتها برخوردار باشند.
3- پایداری، دسترسی به فرصتها نه تنها برای نسلهای حاضر که برای نسلهای بعدی هم باید تضمین شود و جهت نیل به این مهم هر نوع سرمایه فیزیکی، انسانی و زیست محیطی باید ذخیره سازی و جبران شود.
4- توانمندسازی، توسعه باید توسط مردم صورت بگیرد نه برای مردم از این رو مردم باید در جریان تصمیمات و فرایندهایی که زندگی آنان را شکل می دهد، مشارکت تام داشته باشند.
HDI بعنوان یک شاخص مرکب خود دارای سه نمایانگر یا زیرشاخص «Indicator» است: امید به زندگی نشان دهنده عمر طولانی و سلامت، پیشرفت تحصیلی؛ نشان دهنده سطح علم و دانش و تولید ناخالص داخلی (بر حسب برابری قدرت خرید به دلار) بیانگر وجود سطح زندگی شایسته و مناسب. HDI نشان می دهد که هر کشور تا رسیدن به مرحله تامین گزینه های ضروری برای کلیه آحاد ملت چه مسافتی را باید طی کند و از این رو نمی توان آنرا شاخصی برای سنجش میزان رفاه و سعادتمندی جامعه قلمداد کرد، بلکه شاخصی است که میزان توانمند سازی را اندازه گیری می کند و نشان می دهد که اگر مردم سه گزینه اساسی را در اختیار داشته باشند خواهند توانست سایر فرصتها را نیز بدست آورند. HDI هر شاخص، با واحد خاص خودش بیان می شود، امید به زندگی بر حسب سالهای عمر، آموزش بر حسب میانگین سالهای تحصیل و... برای یکسان کردن این واحدها هر کدام از آنها را به عددی در دامنه صفر و یک تبدیل می کنند. بنابراین باید حداقل و حداکثری را برای هر کدام تعیین کنند. پس شاخص توسعه انسانی هر کشور عبارت است از موقعیت آن کشور بین بهترین و بدترین کشورها . البته به این نحوۀ محاسبه ایراد گرفته شده و مطرح می کنند که پیشرفت هر کشوری را باید با خودش بسنجیم لذا در حال حاضر نهایی ترین ارزشهای مشاهده شده یا مورد انتظار در طول دوره ای بلند مثلاً 60 سال ـ حداقل ها عبارتند از: حداقلهایی که بطور تاریخی در طول 30 سال گذشته مشاهده شده اند. حداکثرها عبارتند از: حدهای نهایی که می توان طی 30 سال آینده تصور نمود.
اهمیت کشاورزی و توسعه آن و نقش آن در اقتصاد:
بخش کشاورزی بعنوان منبع اصلی درآمد اکثریت جمعیت در مجموعه فعالیتهای اقتصادی غالب کشورهای جهان سوم از اهمیتی کلیدی برخوردار است. بعلاوه این بخش با توجه به سهم قابل ملاحظه آن در تولید ناخالص داخلی و درآمدهای صادراتی، در تعیین جهت و موفقیت کلی فرایند توسعه اقتصادی بخصوص در کشورهای فقیرتر، نقش تعیین کننده دارد. بطور خلاصه بخش کشاورزی در اقتصاد ملی و در فرایند توسعه اقتصادی عهده دار ایفای نقشهای زیر می باشد:
1- تغذیه آحاد انسانی جامعه و اقتصاد ملی .
2- تهیه و عرضه مواد اولیه مورد نیاز سایر بخش های اقتصادی مرتبط با بخش کشاورزی.
3- تامین بخشی از سرمایه مورد نیاز اقتصاد ملی از طریق پس اندازها و ... که از فعالیتهای کشاورزی عاید می شود.
4- تهیه ارز خارجی از طریق صادرات. 5- عرضه مازاد نیروی انسانی از طریق آزادسازی این نیروها و ارائه به دیگر بخشهای اقتصاد ملی .
6- فراهم آوری بازار مطلوب برای کالاهای تولیدی سایر بخشهای اقتصادی.
واقعیت این است که امروزه در تمام کشورهای دنیا، توسعه کشاورزی یک ضرورت است و این از مهمترین مسائلی است که اقتصاد و اجتماع هر کشوری با آن روبروست. زیرا رقابت بین افزایش جمعیت و مقدار عرضه خواروبار برای تغذیه انسان به اوج خود رسیده است. هر چند که اهمیت توسعه کشاورزی فقط در امر تولید مواد غذایی خلاصه نمی شود اما در حال حاضر کشاورزی تنها راهی است که ما برای تامین مواد غذایی انسانها می شناسیم. علاوه بر موارد فوق در مورد اهمیت و لزوم توسعه کشاورزی باید گفت توسعۀ کشاورزی بخش اساسی و جدانشدنی از توسعه ملی است و اگر استقلال اقتصادی را وضعیتی بدانیم که در آن جامعه بتواند نظام روابط و عملکردهای اقتصاد ملی خود را با نظر مردم طراحی، برنامه ریزی و اجرا نماید، به طوریکه هیچ قدرت خارجی نتواند در هیچ یک از مراحل فرایند خللی اساسی ایجاد نماید در این صورت نقش تولید کشاورزی بخوبی روشن می شود.
طرح و بیان مشکل: انسانی که همچون نیاکان خود زراعت می کند هر چند هم که خودش سخت کوش و زمینش حاصلخیز باشد نخواهد توانست مواد غذایی زیادی تولید کند. آن نوع کشاورزی را که بر اساس استفاده کشاورزان از نهاده های تولید رایج در نسلهای گذشته بنا شده باشد، می توان کشاورزی سنتی نامید. کشوری که متکی به کشاورزی سنتی باشد به ناچار فقیر خواهد بود و بدلیل همین فقر، قسمت اعظم درآمدش را نیز صرف تهیه مواد غذایی خواهد کرد. اینکه چگونه می توان کشاورزی سنتی را که وجه مشخصۀ آن کمی تولید است به یک بخش کاملاً مولد تبدیل کرد، نیاز به سرمایه گذاری در بخشهای مختلف دارد که یکی از مهمترین ای مؤلفه ها سرمایه گذاری بر روی منابع انسانی است که آموزش کشاورزی راهکار این امر می باشد. آقای جورج بک فورد می گوید: اساساً توسعه کشاورزی عبارت است از: مطالعه فرایندی که توسط آن رفاه مادی جمعیت روستایی یک کشور در طی زمان بطور مستمر بهبود می یابد. آقای دکتر رابرت استیونز در خصوص تعریف توسعه کشاورزی می گوید: توسعه کشاورزی دلالت برایجاد تغییر در بخش کشاورزی می کند که در این فرایند تغییر چهار عامل اساسی دخالت دارند:
1- تغییرات تکنولوژی
2-تغییرات نهادی و ساختار 3- سرمایه گذاری در تربیت نیروی انسانی
4- سرمایه گذاری در تحقیق و ترویج کشاورزی به منظور سرعت بخشیدن به ایجاد تغییرات تکنولوژی و نهادی.
تفاوتهای موجود در تولیدات کشاورزی در بین کشورها، تا چه حدی به تفاوتهای زمین، سرمایه مادی یا کشاورزی این کشورها مربوط است؟ در گذشته پاسخ مصطلح این سؤال کلمۀ زمین بوده، حالا تراکتور نیز به آن اضافه شده است ولی این دو عامل فقط کمی از تفاوتهای موجود در تولیدات کشاورزی را بیان می کنند. فرضیه این مطالعه آن است که تفاوت زمین کم اهمیت است. تفاوتهای کیفی در سرمایه مادی دارای اهمیت فوق العاده و تفاوت های موجود در کاردانی زارعین مهمترین عامل بوجود آورنده تفاوتهای موجود در مقدار و نرخ افزایش محصولات کشاورزی است.
سؤال مهم اقتصادی: تحت چه شرایطی سرمایه گذاری در کشاورزی سودآور است؟ سرمایه گذاری در کشاورزی سودآور نیست مگر آنکه انسانی که به زراعت می پردازد، این فرصت و انگیزه را داشته باشد که کشاورزی سنتی اجداد خود را تغییر دهد. آقای جیمز بونن تأثیر بهبود نیروی انسانی را در توسعه کشاورزی بسیار مهم تلقی می کند و معتقد است که تأثیر بهبود در سرمایه گذاری نیروی انسانی بصورت گسترده ای از اینجا ناشی می شود که نوع انسان قابلیت دارد مشکلات را بشناسد و آنها را مشخص کند و از طریق مناسب آن مشکلات را حل نماید. لذا امروزه نقش عامل انسانی در فرایند تولید دیگر قدرت بازو یا کار فیزیکی نیست بلکه دانش فنی و مهارت است و داشتن توانایی مستلزم کسب دانایی است و کسب دانایی از طریق آموزش هدفمند میسر است.
روشهای آموزش: ابزار توسعه و آموزش در میان روستاییان ترویج می باشد. ترویج عبارت از فرایندی مستمر در جهت ارائه اطلاعات ثمربخش به مردم و کمک به کسب معلومات و مهارت است، در انتخاب روشهای آموزشی و ترویجی همین مقدار بسنده می کنیم که باید با در نظر گرفتن کلیه شرایط فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ... انتخاب و بکار گرفته شود. در بعضی موارد هم روشهای ترکیبی مناسب تر خواهد بود. علاوه بر این در آموزش باید به محتوی عملی بودن آموزش، نیاز آموزشی ، مشارکت شرایط محیطی، بازخورد و ...نیز توجه داشت.
|